a موضوع انشاء : - مکتوب
X
تبلیغات
رایتل


مکتوب

وقتی بزرگ شدید میخواهید چه بشوید ؟ 

با سلام ودرود به ........ 

من وقتی این موضوع را دیدم بسیار فکرکردم و فهمیدم وقتیکه بزرگ شدم میخواهم یک هلشتاین بزرگ و چاق بشوم . 

یا یک خوک مرفه بی درد چاق .  

چون خوکها و هلشتاین ها هیچ کاری نمیکنند و حتی غذایشان را بصورت مکانیزه سرو میکنند .  

نه مثل پدر من که صبح تا شب باید توی مزرعه گاوآهن 500 کیلویی را بکشد و عرق بریزد ، آخرش هم یک بسته کاه بی کیفیت را بریزند جلویش . در عوض به هلشتاین ها و خوکها غذای غنی شده بدهند . 

باید غذاهایم را خوب بخورم تا منهم یک هلشتاین بشوم .  

باید راز موفقیت را بکار بگیرم . 

دیروز از پنجرهء طویله دیدم که یک اقای خوکی میگفت تا موفقیت راهی نیست و فقط کافیست چشمهایمان را ببندیم و از نیروهای کیهان بخواهیم که برای ما غذا و آب خنک بفرستند . انوقت اگر به این انرژی کیهانی ایمان داشته باشیم یک دفعه سیستم مکانیزه غذای ما خودش راه میفتد و غذ را برایمان میآورد .  این آقای خوک که خیلی هم خوشتیپ بود و دماغ سربالا هم داشت ، میگفت :موفقیت وخوشبختی توی دل اتفاق می افتد . و آن وقتی است که تو از غذای خوب و آب و رفاه و آسایشی که داری احساس رضایت کنی.و من مانده ام که مگر میشود که توی سوله به آن خنکی لم بدهی و غذایت روی تسمه نقاله بیاید جلویت و سیستم اگو هم بصورت مکانیزه از زیر پی پی را جمع کند و ببرد وبطور خودکار با سیستم شستشوی مکانیزه دوش بگیری و  احساس رضایت سراغت نیاید ؟ 

  

طفلک گاوهای آفریقایی که نمیدانند به همین راحتی و با تمرکز بر نیروی درون میتوانند غذا تهیه کنند .برعکس هی دنبال غذا و آب میدوند . آنوقت طعمهء جانوران درنده میشوند . 

در حالیکه یک وردی هم حتی هست که مادر هوشنگ بلد است و اگر آنرا اقلآ بلد بودند میخواندند و از چشم جانوران درنده غیب میشدند .    

این بود انشای من . 

نوشته شده در شنبه 16 بهمن‌ماه سال 1389ساعت 12:17 ب.ظ توسط شیرزاد| 11 نظر|

Design By : Mihantheme